مسافرت
جوجو کوچولو سلام دیروز ساععت۳۰-۷بعدازظهرازکرج به یزد رسدیم حسابی خسته شده بودی آخه همش توراه بودیم خوب غذانخوردی خوب نخوابیدی تادلت خواست بهونه گیری هم کردی این دوروزی که کرج بودیم رفتیم خونه خاله مریم .روز پنجشنبه خاله مریم واسه شادی روح مادر مراسم ختم انعام گرفت روز جمعه همه راهی تهران شدیم آخه پسرخاله مرتضی یه مراسم ختم واسه مادر گرفته بود دست همگی درد نکنه شب هم برگشتیم کرج نزدیک های ظهر بود که به سمت یزد راه افتادیم تو راه بارون میومد انقدر باحال بود که نگو
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مسافرت
