بازهم سفر
جیگرم سلام
بازهم سفرامااین دفعه مامانی تنهایی زیارت عتبات عالیات.
نمیدونم چی شد که امام حسین من رو جز, زوارها قراردادن.روزبعدازعاشورا همه خونه آقاجون دعوت بودیم الهام جون یه دفعه گفتش من فرداصبح میخوام برم واسه کربلا اسم نویسی کنم(توی دلم گفتم یاحسین من چی)گفتم خوش به حالت ای کاش من هم میتونستم بیایم الهام گفت راست میگی منم تنهاهستم دنبال یه همراهی میگردم چه کسی بهترازتو من سوال میکنم اگه کاروان جاداره اسم توروهم مینویسم(ای خدامن طلبیده شدم باورم نمیشه)صبح زود با بابایی رفتم دنبال گذرنامه تاظهرهم طول کشید این اولین قدم بودحالابایدمنتظرخبرالهام جون میشدم.یک روز دوروز سه روز خبری نشد تاصبح شنبه که موبایلم به صدادراومد (ای خدا چه خبره )عزیزم اسمت رونوشتم پنج شنبه هم حرکت هست(نمیدونی چه حالی بودم اشک ازچشمام میریخت)دردسرت ندم خدا وامام حسین کارم رو درست کردن .توی این چهارروز باقی مونده هزارتاکار سرم ریخته بودازهمه مهمترخداحافظی اززوست وآشنا.روزهایکی یکی میگذشت پنج شنبه رسید شماراهی مدرسه شدی من هم چمدونم را جم وجورکردم بابایی گذاشت توی ماشین .ساعت 11اومدم مدرسه دنبالت ازخانم زارع خداحافظی کردم وسه تایی راهی فرودگاه شدیم
باباعزیز-مادرجون-آقاجون-مامان منظر-عموحمید-ابجی زهرا-داداش نتین-خاله آذر-طلاوهمفسری من الهام جون
بعدازخداحافظی واردسالن فرودگاه شدیم گذرنامه هاروتحویل دادیم .حدودا تاساعت 4توی سالن انتظارنشسته بودیم ساعت15-4سوارهواپیماشدیم حرکت به سمت نجف .15-1روی هوابودیم.رسیدیم نجف حرکت به سمت هتل .بعدازنمازوشام به سمت حرم حضرت علی(ع)حرکت کردیم .خدای من اینجا من اصلا باورکردنی نیست گوشه ای ازبهشت بود باید خودت میدیدی من نمیتونم واست بیان کنم .فقط جاهایی که رفتیم واست تعریف میکنم .
حرم حضرت علی (ع)-مسجدکوفه-مسجدسهله-مسجدحنانه-بازارنجف
چهار روز تموم شد به سمت کربلا حرکت کردیم .ساعت 11رسیدیم کربلا.رفتیم هتل .برای نماز ظهربه سمت حرم امام حسین (ع)به راه افتادیم بامداحی آقای سلطانی واردحرم حضرت اباالفضل(ع)شدیم عزیزم نمیتوانم واست تعریف کنم فقط همین رو بگویم جای همگی خالی.
بعدهم ازبین الحرمین به طرف حرم ارباب سیدالشهدا واذن دخول گرفتیم بامداحی واردشدیم بهشت اون جابود ای خدا قربون بزرگیت بشیم من روچه جایی اوردی.
هرروز برای نماز صبح-ظهر-مغرب به حرم میرفتیم زیارت هم که جای خود.
حرم امام حسین -حرم حضرت اباالفضل-تل زینبیه -سرداب -قتلگاه-خیمه گاه-رودفرات -امام زمان-باغ امام صادق و....
جای همگی خالی واسه همه دعاکردم مخصوصا کسانی که التماس دعای ویره داشتن.
خدایا هرکه آرزوی کربلا روداره خودت زیارت این سفر رو نصیبش کن.آمین یارب العالمین
سفرتموم شد یک هفته متل برق وباد گذشت .روز چهارشنبه برای وداع به حرم امام حسین رفتیم (یاحسین بازهم میخواهم بیایم)بعدهم حرم اباالفضل(بازهم مرادعوت کنید).
صبح پنج شنبه هم به سمت نجف حرکت کردیم .ساعت 30-12پروازبه سمت یزد.ساعت14هم ازفرودگاه یزد بیرون آمدیم .آقاطاها-باباوحید-باباعزیز-مادرجون-آبجی-عمومصطفی -متین (البته خواب بود)-آقاجون-مامان منظر-عموامیر-زنموراحله-پارسا-عمه سوری -عمومحمدرضا-عمه مینا-الناز-خاله آذر-طلا.همه زحمت کشیده بودن واسه استقبال من والهام جون اومده بودن.
سوغاتی هایی که واست آوردم (لباس عربی با کلاه-طبل-انگشتر-هلوکوپترکنترلی-دوربین شکاری-بلوزشورت-زاکت بافتنی-ادکلن-صندل-دستکش-تراکتور-سرباز -چندتاهم ماشین کوچولوو...)
سفرماازروزپنج شنبه 29-8-1393ساعت 12شروع شدودر روزپنج شنبه6-9-1393ساعت14به پایان رسید.خدایا هزارمرتبه شکر.ازبابایی هم تشکرمیکنم که من رو به این سفر فرستاد .بهترین ها رو واسش آرزو میکنم ممنون .


بازهم سفر 
