روز شمار عید
مخی کوچولو ابن ششمین بهار هست که به زندگی من و بابایی اومدی و زندگیمون را شیرین تر کردی امسال قراره کت وشلوار بپوشی یه بلوز هم ازتهران برات خریدم که خیلی بهت میاید دوست دارم بوووووووووووووووووووووووووس چندروز دیگه مونده تا عید امیدوارم سال خوبی واسمون باشه
نویسنده :
مامی طاها
16:51
پیشباز بهار
گلم سلام این اولین سالی بود که به مدرسه رفتی پاییز گذشت زمستون هم گذشت کم کم داریم به پیش باز بهار میریم امروزکه اومدم دنبالت خانم زارع با یه سفره هفت سین به دست اومد جلو وگفت سال خوبی داشته باشین مهد هفته بعدتعطیله فقط سه شنبه بیاین پیک نوروزی آقا طاهارابگیرین خداحافظی کردیم و راهی خونه شدیم فردا بعدازظهر میخوایم بریم تهران آخه واسه مادر مراسم ختم گرفتن
نویسنده :
مامی طاها
12:52
مسافرت
جوجو کوچولو سلام دیروز ساععت۳۰-۷بعدازظهرازکرج به یزد رسدیم حسابی خسته شده بودی آخه همش توراه بودیم خوب غذانخوردی خوب نخوابیدی تادلت خواست بهونه گیری هم کردی این دوروزی که کرج بودیم رفتیم خونه خاله مریم .روز پنجشنبه خاله مریم واسه شادی روح مادر مراسم ختم انعام گرفت روز جمعه همه راهی تهران شدیم آخه پسرخاله مرتضی یه مراسم ختم واسه مادر گرفته بود دست همگی درد نکنه شب هم برگشتیم کرج نزدیک های ظهر بود که به سمت یزد راه افتادیم تو راه بارون میومد انقدر باحال بود که نگو
نویسنده :
مامی طاها
17:09
خبربد
عزیزم سلام یه خبربد واست دارم مادر دیگه پیش ما نیست بعداز مریضی سختی که داشت حالش یه ذره بهتر شده بود آوردنش خونه روز به روز حالش بهتر میشد اما نمیدونم چی شد که نفسش گرفته بود سریع به بیمارستان رسوندنش ولی دکترها نتونستن واسش کاری کنن در روز۸بهمن ۱۳۹۲ ساعت۳صبح تموم کرده بود ورفت پیش خدا عسلم نمیدونی چقدر دلم واسش تنگ شده آخه اینقدر دوستش داشتم که نگو
نویسنده :
مامی طاها
9:03
ولنتاین
ولنتاین را به شما و بابا وحید تبریک میگویم ...
نویسنده :
مامی طاها
17:46
تولد 5 سالکی
اول از همه تولدت مبارک.................. ...
نویسنده :
مامی طاها
15:13



